دین اجباری دین نیست
آزادی اجتماعی و آزادی معنوی
شب میلاد امام هادی
نیمه ماه ذی الحجه سالروز طلوع دهمین ستاره هدایت، امام هادی(ع) است. امام بزرگواری که مانند پدران پاک سرشت و نیک رفتارش مزین به اخلاق آسمانی رسول الله بود.
تاریخ از زندگی سراسر نور ایشان صحنه هایی زیبا حکایت می کند.
نقل است که «بریحه عباسی»، امام جماعت مدینه، نامه ای به خلیفه عباسی نوشت که:«اگر مکه و مدینه را می خواهی، علی بن محمد(ع) را از این دو شهر دور ساز؛ زیرا مردم را به سوی خود فرا خوانده و گروه بسیاری نیز به او گرایش یافته و از او پیروی می کنند»
به این ترتیب دستور تبعید امام صادر شد.
بریحه نزد امام آمد و گفت:«می دانم که می دانی که من عامل تبعید تو بودم. ای علی بن محمد! به خدا قسم اگر نزد خلیفه از من شکایت کنی، درختانت را در مدینه به آتش کشم و خدمتکارانت را بکشم و چشمه ها و قنات های مزرعه ات را ویران سازم، بدان که در تصمیم خود مصمم خواهم بود».
امام(ع) فرمود : «نزدیک ترین راه برای شکایت از تو، این بود که دیشب شکایت تو را به درگاه خدا عرضه کنم و من شکایتی را که نزد خدا کرده ام، نزد غیر خدا و پیش بندگانش عرضه نخواهم کرد»
لرزه بر اندام بریحه افتاد، شرمسار و ترسان از زشتی کارش به دست و پای امام افتاد و طلب بخشش کرد.
امام(ع) فرمود: «تو را بخشیدم!»[1]
این است اخلاق خدایی دوستان خدا:
«وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ»[2]
و اوست خدايى كه توبه بندگانش را مى پذيرد و گناهان را مى بخشد و هر چه كنيد مى داند
منبر نور:
امام هادی(ع) می فرمایند: «اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوى وَالاْ خِرَةَ دارَ عُقْبى ، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنيا لِثوابِ الاْ خِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْ خِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنيا عِوَضاً»[3]،
همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد؛ و آخرت را جايگاه نتيجه گيرى زحمات ، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيا را در آخرت عطا مى فرمايد.
ترس آیت الله حائری شیرازی
♦️ سخنان عجیب آیت الله حائری شیرازی ره : من از اینکه جمهوری اسلامی از بین برود نمی ترسم ! من از اینکه آقا رو بکشند نمی ترسم. من از این می ترسم …
♦️ در کلیپ زیر ببینید و بشنوید و نشر دهید.
#روح_الله_مومن_نسب
#سواد_رسانه
#جنبش_ردم
گاهی که دکتر از شفابخشی دلت درمانده می شود
روز پنج شنبه ساعت ۱۶:۲۰ کنج حرم حضرت طاهربن زین العابدین(ع) شهرری
موجی از غم به دلم هجوم آورد و مرا در تلاطمی از اندیشه های خوب و بد غوطه ور کرد و مرا به سوی خودت خواندی و به سوی تو از خود درحال فرارم و به پناهندگیت مفتخر چرا که هیچ مفر و پناهی برای دل دردمند در این روز و ساعت ندارم و نمی خواهم جز تو داشته باشم و در اوج نامیدی به آن پناه ببرم برایم نیاور روزی را که جز خودت را بخوانم و مددرسانی از غیرت را بطلبم چرا که با بودنت و از تو خواستنت روز به روز به عزتم می افزاید ولی لحظه خواستن از غیر مرا به اوج ذلت می کشاند. نمی خواهم از کاه کوهی بسازم ولی بدان البته به خوبی می دانی که محاصره ای همه جانبه را تجربه می کنم و این کولاک و هجمه غم مرا به کنجی از آرامش در کنار ضریح سلاله از رسول در ری کشانده است تا با درددل با او پیوندم را با تو مستحکم تر کنم و صداها و ذکرها و زیارت نامه خواندن ها مرا نجات دهد و نور امیدی از جنس خدا قلب شکسته ام را مرحم باشد و دردم را دوا کند چرا که زمانی هست که دکتر هم از شفابخشی به دردت درمانده می شود و دیگر سو سوی امید و نور قلبت هدایتت می کند به صحنی از نور که زیارتش معادل زیارت جوانی از جوانان اهل بهشت است در شب جمعه در حال ذکر نیاز صدای زائری که آرزوی زیارت امام حسین(ع) را با نوای یا حسین حسین همراه کرده است شوری وصف ناپذیر قلبم را زیر و رو می کند و با یادآوری مصائب کاروان حسینی و زینبی غم که هیچ دلی پر از امید برای ساختن آینده مبهم مرا به سوی خود می خواند.


