عاشورا؛ حماسهای فراتر از یک سوگ
کتاب حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری، یادداشتهای وی درباره واقعه کربلا و تبیین ماهیت این واقعه حماسی است. نویسنده در این اثر تلاش میکند تا با اصلاح تحریفات تاریخی و معنوی، چهرهای واقعی و حماسی از نهضت امام حسین (ع) ارائه دهد. در بخشهای مختلف، ماهیت این قیام نه تنها به عنوان یک سوگ، بلکه به عنوان یک الگوی تربیتی و اجتماعی برای بیداری جامعه اسلامی بررسی شده است. متن به تبیین مفهوم حماسه در ادبیات و تاریخ میپردازد و تفاوتهای میان نگاههای غنایی، رثایی و حماسی را در تحلیل وقایع شرح میدهد. هدف نهایی این اثر، بازشناسی ارزشهای اصیل عاشورا و تاکید بر نقش آگاهیبخش و مقتدرانه اهل بیت در طول این حادثه ماندگار است.
فصل اول کتاب «حماسه حسینی» جلد اول شامل سه سخنرانی محوری استاد شهید مرتضی مطهری است که مطالب برچند محور اصلی دستهبندی شدهاند. این محتوا به گونهای تنظیم شده است که هم جنبه تحلیلی و هم جنبه حماسی واقعه عاشورا را پوشش دهد.
نهضت حسینی؛ حماسهای مقدس
استاد در این سخنرانی به ویژگیهایی که حماسه حسینی را «مقدس» میکند، پرداخته است:
معیار قداست: حماسههایی مانند اسکندر یا ناپلئون شخصی یا ملی هستند، اما حماسه حسینی چون برای حق، حقیقت و انسانیت خلق شده، حماسهای مقدس است.
تعریف حماسه: حماسه به معنای شدت، صلابت و شجاعت است. شعری حماسی است که بوی غیرت و مردانگی بدهد، برخلاف اشعار غنایی که از سوز و گداز سخن میگویند.
دو صفحه واقعه کربلا: کربلا دارای دو صفحه است؛ صفحه سیاه و جنایی که پر از مصیبت و جنایت، کشتن بیگناهان، تاختن اسب بر بدنها و اسارت است. قهرمانان این صفحه یزید، ابنزیاد و شمر هستند. نگاه به این صفحه تنها حسِ جنایت و تراژدی ایجاد میکندو صفحه نورانی و حماسی که این صفحه پر از افتخار، تجلی حقیقت و انسانیت است. قهرمان این صفحه حسینبنعلی (ع) است. در این صفحه، عاشورا دیگر یک «سوگنامه» نیست، بلکه یک «افتخارنامه» و نمایش عظمت روح بشر است.
غلبه جنبه حماسی: استاد تأکید میکند که جنبه حماسی و افتخارآمیز کربلا صد برابر بر جنبه جنایی آن غلبه دارد. ما نباید فقط بر صفحه سیاه (مصیبت) تأکید کنیم، بلکه باید به جنبه حماسی آن افتخار نماییم.ما معمولاً فقط صفحه سیاه را مطالعه میکنیم، در حالی که جنبه حماسی واقعه بر جنبه جنایی آن غلبه دارد و باید به این زیباییها افتخار کرد.
تفاوت حماسه حسینی با حماسههای دیگر: برخلاف حماسههای ملی یا فردی (مانند اسکندر یا ناپلئون) که برای نفع شخصی یا قومی است، حماسه حسینی یک «حماسه مقدس» است؛ زیرا برای حق، حقیقت و انسانیت آفریده شده است.
روح حماسی: در یک حماسه، سخن از درد و سوزِ معشوق و شب هجران نیست، بلکه سخن از ایستادگی و مقاومت است.
بزرگی روح و رنج تن: وقتی روح انسان بزرگ شود، تن را به زحمت میاندازد تا به اهداف متعالی و مقصود برسد. روح کوچک به دنبال لقمه نان و راحتی تن است، اما روح بزرگ امام حسین (ع) تن را به قربانگاه میبرد تا اهداف الهی محقق شود.
منطق شهید: منطق شهید با منطق افراد عادی متفاوت است. شهید آینده را در خشت خام میبیند.
ارزش خون شهید: شهید با نثار خون خود، به جامعه ارزش و استقلال میبخشد. او راه را برای دیگران باز میکند و به همین دلیل، خدمتی که شهید به بشریت میکند از خدمت هر دانشمند یا مخترعی والاتر است.
معامله با خدا: امام حسین (ع) در لحظات آخر با رضایت کامل فرمود: «رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک» که نشاندهنده اوج قداست و تسلیم در برابر حق است.
نهضت حسینی عامل شخصیت یافتن جامعه اسلامی
استاد مطهری معتقد است بزرگترین اثر حماسه حسینی، بازگرداندن حس عزتنفس به مسلمانان بود و در این بخش به تأثیرات اجتماعی و روانشناختی قیام امام حسین (ع) بر امت اسلامی اشاره شده است:
مرگِ شخصیت جامعه: در دوران امویان، جامعه اسلامی و مردم شخصیت و عزت نفس خود را از دست داده بودند و دچار ترس و ذلت شده بودند. جامعهای که شخصیت خود را از دست بدهد، به راحتی جذب قدرتهای دیگر میشود.
احیای شخصیت و تزریق خون تازه: قیام کربلا در کبد بیجان جامعه روح جدیدی دمید. حسین (ع) به مردم درس غیرت، ایستادگی و شخصیت داد و ترس را از دلها زدود.شهادت امام حسین (ع) در کالبد بیجان امت اسلامی روح جدیدی دمید، ترسها را ریخت و به آنها حس استقلال و «شخصیت» داد.
حفظ استقلال: جامعهای که شخصیت داشته باشد، جذب قدرتهای دیگر نمیشود. امام حسین (ع) با قیام خود ثابت کرد که مرگ با عزت بهتر از زندگی تحت سلطه ستمگران است.
درس حماسه: حماسه حسینی درس مقاومت و ایستادگی در برابر سختیها برای حفظ اصول انسانی و الهی است.
نقش حضرت زینب (س) در ابلاغ حماسه
بدون ذکر نقش حضرت زینب، سخنرانی درباره حماسه حسینی ناقص است:
تحول روحی: حضرت زینب (س) که در شب عاشورا بیتابی میکرد، تحت تأثیر روح حماسی امام حسین (ع) به چنان عظمتی رسید که در کوفه و شام لرزه بر اندام دشمن انداخت.حضرت زینب پس از عاشورا به یک قهرمان حماسی تبدیل شد. او در مجلس یزید چنان با صلابت سخن گفت که یزید را حقیر کرد.
شکستِ پیروز: زینب (س) در مجلس یزید ثابت کرد که حسین (ع) شکست نخورده است. آن حضرت با کلام حماسی خود به یزید گفت: «هر چه میتوانی مکر بورز، اما بدان که نمیتوانی نام ما را محو کنی» نشاندهنده پیروزی شخصیت و روح حماسی بر قدرت نظامی است.
استاد مطهری معتقد است که باید نگاه ما به عاشورا از یک «سوگنامه محض» به یک «درسنامه حماسی و شخصیتساز» تغییر کند تا بتوانیم روحی که امام حسین (ع) به تاریخ تزریق کرد را درک نماییم. از این رو عاشورا تنها برای گریستن نیست؛ بلکه برای درس گرفتن است. ما باید از امام حسین (ع) درس عزت، شخصیت و حماسه بیاموزیم. اگر امروز نامی از اسلام مانده است، مدیون آن روحی است که امام در کربلا به تاریخ تزریق کرد.
از فتح مغزها و قلبها تا فتح سرزمینها
فتح سرزمینها و کنترل ارضی کشورها همواره موضوعی کلیدی در تاریخ سیاست و روابط بینالملل بوده است اما آیا این فتحها تنها از طریق نبردهای نظامی و عملیات فیزیکی بر زمینها صورت میپذیرد؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت که مفهوم “فتح مغزها و قلبها” به ما میآموزد که پیش از آن یک سرزمین غنیمت گرفته شود، ذهنها و احساسات مردم آن زمین باید تسخیر شوند.
بسیاری از نبردها در دنیای امروز بهطور غیرمستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی و فرهنگ جامعه اتفاق میافتد. برای مثال زمانی که فرد مغز و قلبش را به شبکههای ماهوارهای و رسانههای خارجی وا مینهد، در واقع از ارزشها و هویت خود فاصله میگیرد. رسانهها میتوانند به آسانی افکار و اندیشههای او را شکل دهند و ادامه این روند به تغییر نگرشها و رفتارهای آن منجر شود. این تاثیر میتواند به تدریج و بهطور نامحسوس جامعه را به سمتی ببرد که از تهدیدات خارجی غافل شود و در نتیجه، مرزها و امنیت ملی به خطر افتد.
از این، اهمیت شناخت و تحلیل دقیق اثرات رسانههای خارجی و شبکه ماهوارهای بر افکار عمومی هویت ملی به طور واضح احساس میشود. وقتی که اطلاعات نادرست، ناهمخوان با فرهنگ و عواطف و ساختگی از طریق این رسانهها به افکار عمومی القا میشود، جمعیت مورد هدف شک قرار گرفته و در برابر نفوذهای خارجی و آسیب پذیری قرار میگیرد.
در جهت مقابله با این تهدیدات جامعه نیازمند تلاشی همهجانبه از سوی دولتها، نهادهای فرهنگی و اجتماعی و خود مردم است. از این رو فضاهای گفتوگو، نقد درونگرایانه، معرفی و تقویت رسانههای داخلی و فرهنگ بومی و افزایش سواد رسانهای جامعه میتواند از ورود اندیشهها و تصورات بیگانه جلوگیری کند و در نهایت امنیت ملی را تضمین نماید. در نتیجه، آنچه که ما به عنوان “فتح مغزها و قلبها” میشنویم، ضرورتاً یک واقعیت انکارناپذیر در دنیای امروز است. اگر فردی اینگونه که گاهی در جامعه شاهد آن هستیم اندیشه و دلش را در اختیار شبکههای بیگانه قرار دهد، به یقین زمین خود را نیز به راحتی در اختیار دشمن قرار خواهد داد. لذا تقویت هویت ملی و فرهنگی، راهی است برای پیشگیری از این خطرات بزرگتر که امروزه شبکههای ماهوارهای همچون اینترنشنال یکی از سکوهای دشمن در این جنگ ترکیبی است.
بهار ایمان آمدنی است
چون بلبل سرمست در این باغ و بهار
نغمهای سر دهیم زین دل بیقرار
ای جان جهان، ای خالق یکتا
بر این دلهای خسته نظر فرما
از ظلمت شب، از جور زمان
دلها کمی ز غم شد، ناتوان
اما باور اینست در پس هر تاریکی
روشن گردد این دل ز نور و پاکی
چون کوه استواریم، چون دریای بیکران
زین پیمودن راه حق، هرگز نگردیم پشیمان
دشمن چو روبهی، مکار و فریبکار
خواهد همه دلها را نومید و بیمار
لیک، ما چون شیران، با یاریِ یزدان
بر کَنیم ریشهی ظلم او زین جهان
این دفاع بهاری، در این فصلِ پر امید
بشارتِ فتح و نصرت میدهد ما را نوید
با توکل بر او، با استمداد از ذاتش
وعده پیروزی حق بر باطل در قرآن است اثباتش
ای دل، مشو ز رحمت یار نومید
که او یارِ مظلومان است، ز زهر کین
ببین که چگونه سر میزند خورشید
بر این شبِ تاریک، میبخشد امید
برخیز و ببین، این میدانِ نبرد
حق است که پیروز شود بیش از پیش
با یادِ خدا، با ایمانِ قوی به وعدههایش این راهِ حق را
پایانی نیست جز خلافت مستضعفین بر زمین
روزی این باغِ هستی، این گلشنِ خدا
از عطرِ عدالت، پر خواهد شد و باپرجا
پس ای دل، مکن شک و ای چشم، مریز اشک
به زودی حق است که بر باطل، زند این تَرک
آن روز که بهارِ دلهاست، بهارِ ایمان
به زودی میآید از راه، با لطفِ سبحان
از میدان و خیابان تا ظهور
ای که در میدان و مرد این نبردی، با توکل بر خدا، پا در رکاب حضرت حقی
چشم جان بگشا، که نور حق عیان است، در بهار دل، امید جاودان است
گرچه خصم دون، به هر سو افکنده دام، با مدد از حضرت حق، شوی بر او پیروز
این جهان، میدان عشق و امتحان است، حق بر باطل، همیشه قهرمان است
چون درخت سرو، آزاد و سرافراز، ریشه در خاک یقین، سر بر فلک داد
باغ ایمان را، گرچه باد کین، با خشم و غوغا رو به فنا دیده است
لیکن تا که دل در گرو عشق خداست، از نهیب خصم، هرگز گزندی نیست
چرا که همچو خورشید هر صبح، نور امید در دلها نقش بسته است
ظاهری گر تلخ، باطنی شیرین، حق همان شهد است و باطل، زهر کین
این جهان، خود جلوهی ایمان به توست، در پس هر پردهاش، صد راز در هم پیچیده است
همچو گل، گرچه خزان آید به سویش، باز جان گیری با بهار نو، به سویت
این جهان، خود جلوه نور هستی و بهار است، باغ هستی را، خدا خود پاسدار است
پس تو ای جان، در ره حق، گام بردار، با مدد از او، ز دشمن نام بردار
هرگز کس نیارد، پرچم حق را، به خاک چون که او یار تو است
این سرود نصرت، از دل برآید، تا که باطل، از جهان هرگز نپاید
روز موعود است و حق بر باطل پیروز، زیر سایهی لطف خدا، هر روز نو نوروز
زنان مجاهد ایرانی
در شبهای سرد زمستانی
زنانی چون کوه ایستادند
همگام با مردان سلحشور
با قلبهای پر از عشق به مام وطن
زنانی که در گرماگرم جنگ
نور امید را در دلها زنده نگاه میدارند
و با روح احساس برانگیز مادرانه خویش
آتش مقاومت را دلها شعلهور میکنند
مادرانی شهیدپرور، خواهرانی مجاهد
که در میدان عشق و فداکاری
قد برافراشتید چون سرو راست قامت
در راه آن رهبر شهید، آن عارف سعید
شبها که از آسمان شهر بمب میبارد
نگین اشک از چشم ز مهر وطن میچکد
دلها با حضور سرشار ز آرامش
غرق در دعا میادین ز بهر ظهور
خون شهدا راسختر کرد عزم رزمندگان
با نور رهبر آراستهتر شد روح ایمان
گویند زنان و مردان شجاع این سرزمین
تا ابد بمان در قلب تاریخ جاودان ایران