به بلندای آسمان سرفراز پرچمم
ای همیشه سربلند و سرفراز، پرچمم، کشورم
تا همیشه سربلند و سرفراز، پرچمم، کشورم
ای بر بلندای آسمان سربلند، پرچمم، کشورم
تا همیشه بمان بر لبم سربلند، پرچمم، کشورم
ای خدا پشت و پناه لشکرت، پرچمم، کشورم
تا ابد رهبرم قامتت پاینده، پرچمم، کشورم
ای سپهسالار مهدی با توام، پرچمم، کشورم
تا ظهور صاحب الامر مفتخر، پرچمم، کشورم
تا روزگار پر امید
امشب ذهنم همچون اسبی تیز پای، غرق در افکاری مهار نشدنی گاهی به این سو و آن سو می تازد. نمی دانم شاید اگر این فکرهای بیهوده مجالی می داد، قرارداد همیشگیم را با غم می گسستم و راهی دیاری در دوردست ها می شدم. لب بر لبخندهای عاشقانه می گشودم. در کنارت شوره زارها را به تالابی دل انگیز پر از گل های مرداب تبدیل می کردم تا موج آبی رنگ ها در کنار نیلوفری از شادی، نوید روزگاری پر ز امید را سر دهد.
تو می آیی
تویی آن شکوفه لبریز از زیبایی باغ انتظار که شکفتن فصل سبز ظهور را منتظری
تویی آن خشم فرو خورده زمین که صبح هر آدینه به امید شکفتن گل رویت ندبه می کنیم
شاید که این جمعه غروب کند انتظارمان تا دوباره بلبلان سرود عشق سرایند.
یابن الحسن در کجا یابم تو را !؟ در پس کدام ابر غیب گردیده ای !؟ فریاد پر سکوتم را نمی شنوی که در گلویم جا خوش کرده است.
می دانم خواهی آمد ای آخرین منجی !؟ و سرود شعر انتظار فصل تازه ای از زمزمه رود و خروش موج را تجربه خواهد کرد.
به امید آن روز نفس های مرده و نبض های خسته امان جانی دوباره می گیرد. تو می آیی و نگاه شور انگیزت سردی قلب فسرده را ذوب می کند.
تربیت جنسی کودکان و حیا
اسلام قانون طبيعت را با برنامه های تربيتی خود هماهنگ كرده و از عواملی که باعث تحریک و تهييج غريزه جنسى می شود نهی نموده است تا از بلوغ زودرس تا زمان ازدواج جلوگیری شود. چرا که آگاهی زودتر از زمان بلوغی که به ازدواج ختم شود آسيب و گمراهى بسیاری را برای كودك فراهم آورده و او را بهطرف انحراف و فساد و تباهى مى راند و تخريب ذهن و فكر روان وى را در پى دارد. از این رو باید به تربیت جنسی کودکان از سوی والدین بهویژه مادران توجه بسیار گردد.
در زمینه دوری و احتراز از محرک های جنسی در دختران نیز می توان به دو روایت زیر اشاره نمود؛ روایت اول از امام رضا (عليهالسلام) که فرموده است: «اِذا اَتَتْ عَلَى الْجارِيَةِ سِتُّ سِنينَ لَمْ يَجُرْ اَنْ يُقَبِّلَها رَجُلٌ لَيْسَتْ هِىَ بِمَحْرَمٍ لَهُ وَلا يَضُمُّها اِلَيْهِ»؛ «وقتى دختربچه ششساله شد مرد نامحرم حق ندارد او را ببوسد و همچنین نمىتواند او را در آغوش بگيرد». (طوسی، 1407 ق، ج 7، ص 461) این روایت همه را به عدم تحریک دختران از طریق بوسیدن و به آغوش کشیدن توصیه نموده است تا از این طریق عفت اشان حفظ گردد سپس با پرهیز از تحریک جنسی آنان گام بلندی در حفظ و نهادینه کردن عفت در جامعه برداشته شود.
و در روایت دوم امام على (عليهالسلام) فرمودند: «مُباشَرَةُ الْمَرْأَةِ اِبْنَتَها اِذا بَلَغَتْ سِتَّ سِنينَ شُعْبَةٌ مِنَ الزِّنا»؛ «دستمالی كردن مادر به آلت دختربچه ششساله خود يك قسم زنا محسوب مى شود». (طبرسی، 1370، ص 223) پس مادران در زمان شستشو و استحمام دختر خود نیز باید این امر را مورد توجه جدی خود قرار دهند چرا که با این عمل کودک با عمل جنسی و لذت آن آشنا شده و در آینده زمینه بی عفتی فرزند خود را به بار نیاورند. کودکان به خصوص دختران قدم جای قدم مادر می گذارند پس یک مادر عفیف می تواند دختر عفیف تربیت کند و زمینه ساز طهارت نسل گردد. زنی که می خواهد فرزندی پاک و عفیف به جامعه تحویل دهد و پاسدار و حافظ عفت عمومی جامعه باشد، باید به این امور توجه ویژه داشته باشد.
منبع :
1. طوسى، محمد بن حسن، (1407 ق)، تهذيب الأحكام، تهران، دار الكتب الإسلامية.
2. طبرسى، حسن، (1370)، مكارم الأخلاق، قم، شريف رضى.
رابطه عفت با حجاب و حیا
عفت یک حالت نفسانی است و حجاب یک حالت بیرونی، میتوان گفت که حجاب میوه عفاف و عفاف ریشهی حجاب است، حجاب یکی از ابعاد عفاف است، حجاب میتواند ریایی، تحمیلی، ظاهری و یا غیر اختیاری باشد، ولی عفت یک خصلت و ارزش اعتباری است.
رابطه بین حجاب و حیا یک رابطه مستقیم است و این جدای از تعهدهای دینی، احساسی است درونی؛ که شخص در پوشش ظاهری که امروزه با کلمه حجاب بیان میگردد و نوعی ممانعت از ظهور برخی از اعضای خویش بدون این پوشش است نشان میدهد؛ اما آگاهی حدود و نوع آن تفاوت میکند و این امر ریشه در عوامل مختلفی دارد. (مهدی زاده، 1388، ص 23) در حدیث شریف جنود عقل و جهل از امام صادق (ع) از حیا، آزرم، ستر و پاکدامنی به عنوان لشگریان عقل و از بی باکی، رسوایی، بی حیایی و بی حجابی به عنوان لشگریان جهل یاد شده است. (کلینی، ترجمه ی مصطفوی، 1380، ج 1، ص 24)
منبع:
1. مهدی زاده، حسین، (1388)، پرسمان حجاب (پژوهشی در باب پوشش از دیدگاه قرآن)، قم، صهبای یقین.
2. کلینی، محمد بن یعقوب، (1380)، اصول کافی، ترجمه جواد مصطفوی، تهران، اسلامیه.
