تولد دختری سه ساله
تازه از جشن تولد دردونه امام حسین (ع) اومدم ،در حال دیدن عکس هایی که از مراسم تولد انداختم و البته خسته ام .نه از رفتن به تولد و خواندن: تولد تولد تولدت مبارک. آره خسته ام، از زود خاموش شدن شمع وجودش که بیش از سه سال دوام نداشت. تو جشن تولدش دخترهای خوشگل و خردسال رو می بینی که دست به دست مادراشون دادند و غرق شادی اند. دلت می لرزه و لحظه ای غرق می شی تو فکر این دختر سه ساله که عموش عباسه و دلش پر از احساسه ، چشاش غرق لبخنده ، لبخند آغوش پدر و توی این حسم که آب می نوشم و چشام بارونی می شه از یادآوری تشنگی عباس و حسین، تو دلم آشوبی به پا می شه از آشوب خیمه ها ، آوارگی اهل سرا و در آخر از دق دختری سه ساله گنج خرابه.
سالیانی است که چشمانم در پنجره ای رو به فردای ظهور ....
سالیانی است که چشمانم در پنجره ای رو به فردای ظهور قاب است و عنکبوت ظلم تاری از هجران بر آن بسته و سال هاست برای آمدنت لحظه شماری می کنم. یابن الزهرا ! ببین و نظاره کن چگونه ثانیه ها، لحظه ها، ساعت های در گذر ز هجر و فراقت بی حوصله اند! بیا مهدی جان بیا و معنای لحظه های بی قراریمان شو. ای ماه چهارده ز پشت ابر غیبت بدر آی! حیف و صد حیف که دیدگان را شوق وصال است ولی چه سود که فروغ دیده نیست. بیا یابن الحسن بیا و سرمه چشمان غمزده ز طوفان بلایمان شو. بیا تا سر بر آستانت نهاده و عقده دل بگشاییم. می میرم برای دمی که بانگی به گوش رسد و گوید :« ای منتظر غمگین مباش قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد»اما تنها سرمایه چشمهایم را نذر آمدنت می کنم و می گریم و می نالم تا به قدیمی ترین آرزوی دلم رسم و زیر مژگان نگاهت جان سپارم. چه وجد برانگیز است اگر بانگ انا المهدی را ز کعبه عشق بشنوم و خالصانه گرداگردش طواف عشق به جا آرم. فقط این را بدان امید دل های نومیدان که صبح ظهور را با سبد سبد گل یاس چشم در راهم.
ای منتظر غمگین مباش
کاش با ظهورت در صبحی سفید دل پر ز غمم ، کاشانه شادمانه ها می شد. به امید آن روز سپید و فراموش نشدنی اللهم عجل لولیک الفرج را سر می دهم و هر روز با قرار گرفتن بر روی صندلی محل کار چشمم را متنی زیبا با خطی خوش می نوازد « ای منتظر غمگین مباش قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق ، گویی سواری می رسد» این نوشته زیبا بر دیوار نقش بسته است. نوشته ای سراسر احساس، احساس غم ندیدنت به چشم ، به چشم گناه آلود و به یادم می آورد تحمل کردن ، صبور بودن را به امید ظهور شادی آفرین به زودی زود که حتی خاک به پا شده از سواری که می رسد و نزدیک می شود در افق نشانه ای از آمدن و ظهور آن امام غریب است.
اللهم عجل لولیک الفرج
تو می آیی
تویی آن شکوفه لبریز از زیبایی باغ انتظار که شکفتن فصل سبز ظهور را منتظری تویی آن خشم فرو خورده زمین که صبح هر آدینه به امید شکفتن گل رویت ندبه می کنیم شاید که این جمعه غروب کند انتظارمان تا دوباره بلبلان سرود عشق سرایند. یابن الحسن در کجا یابم تو را !؟ در پس کدام ابر غیب گردیده ای !؟ فریاد پر سکوتم را نمی شنوی که در گلویم جا خوش کرده است. می دانم خواهی آمد ای آخرین منجی !؟ و سرود شعر انتظار فصل تازه ای از زمزمه رود و خروش موج را تجربه خواهد کرد. به امید آن روز نفس های مرده و نبض های خسته امان جانی دوباره می گیرد. تو می آیی و نگاه شور انگیزت سردی قلب فسرده را ذوب می کند.
پاسخ شیعه به شبهات وارده وهابیت و وهابیان به شفاعت
جهان آفرینش براساس نظام علّت و معلول استوار است و نیازهای مادی انسان از طریق یک رشته علل و اسباب طبیعی- که همگی به اذن خداوند تأثیر گذار هستند- به او می رسد؛
فیض های معنوی هم از این اصل جدا نیستند، بنابراین همان طور که اراده ی حکیمانه ی خداوند بر این تعلق گرفته است که فیض هدایت در این جهان به وسیله ی پیامبران به انسان ها برسد پس مانعی نخواهد بود که مغفرت و رحمت الهی در جهان دیگر نیز دارای چنین نظامی باشند.
یکی از این فیض های الهی، شفاعت است، یعنی کمک اولیای الهی با اذن و اجازه ی خداوند به افرادی که در عین گناه کار بودن، پیوند ایمانی و معنوی خود را با خدای متعال و اولیای الهی قطع نکرده اند.
انچه فرقه وهابی به عنوان شبهه بر مساله شفاعت وارد نمودند به دلیل تفسیر نادرست و به رای از آیات قرآن می باشدکه برای رسیدن به اهداف خود مسائلی همچون شفاعت را شرک می دانند و مسلمانان را مشرک معرفی می کنند.
اما با بررسی آیات و روایات موجود در زمینه شفاعت این مطلب روشن می شود که شفاعت از پیامبران و اولیای الهی به معنای عبادت و پرستش آنها نیست زیرا شیعیان نه ایشان را معبود خویش می دانند و نه آنها را هم رتبه و هم ردیف خداوند متعال قرار می دهند بلکه آنان را بندگانی می دانند که در طول عهد با برکت خویش مطیع محض اوامر الهی بودند ؛ اگر شیعیان از پیامبر(ص) و ائمه(ع) در خواست شفاعت می کنند از آن جهت است که از جانب پروردگار به ایشان چنین اذنی داده شده است. و شیعیان، آنها را در مسئله شفاعت مستقل و صاحب اختیار نمیدانند. بنابراین در خواست شفاعت از پیامبر و اولیای الهی با این شرایط، حرام و شرک نیست. با مطالعه و بررسی آیات قرآن کریم و احادیث اسلامی در این زمینه، دو مطلب روشن می شود:
1- درخواست شفاعت از پیامبران و اولیای الهی، به معنای عبادت و پرستش آن ها نیست؛ زیرا شیعیان نه ایشان را معبود خویش می دانند و نه آن ها را هم رتبه و هم ردیف خداوند متعال قرار می دهند؛ بلکه آنان را بندگانی می دانند که در طول عهد با برکت خویش، مطیع محض اوامر الهی بوده اند؛
2- اگر شیعیان از پیامبر و ائمه (ع) درخواست شفاعت می کنند از آن جهت است که از جانب پروردگار به ایشان چنین اذنی داده شده است؛ و شیعیان، آن ها را در مسئله ی شفاعت، مستقل و صاحب اختیار نمی دانند. بنابراین درخواست شفاعت از پیامبر و اولیای الهی با این شرایط، حرام و شرک نیست.
