سید طلبه شهید
سيدعلي اندرزگو، طلبهاي بود که ذکر و تهجّد در درونش نهادينه شده بود و عشقي وافر به نماز و ادعيه داشت. چنانکه گاهي مأموريت و يا سفر مهمش را به خاطر شرکت در مراسمي عبادي به تأخير ميانداخت. با اينهمه به کارهاي تشکيلاتي و گروهي ،اعتقادي راسخ داشت و يکي از راههاي براندازي رژيم منحوس پهلوي را مبارزه مسلحانه ميدانست و در ايامي که در چيذر تهران بود، به جذب افراد و آموزش نظامي آنها پرداخت. همسرش ميگوید: سيد در خانه کمدي داشت که از لوازم نظامي و اسلحه پر بود و گروهي از افراد معتقد و هوادار مبارزه را سازمان داده بود.
شهيد سيد علي اندرزگو
منبع : برگرفته ازپايگاه شهداي روحاني
انتقاد یا عمل
انتقاد كردن و اشكال گرفتن كاري است آسان اما در صحنه عمل وارد شدن و حضور داشتن در صحنه مهم است نه كارشكني و چوب لاي چرخ گذاشتن و يا انتقاد كردن از اعمال انجام شده ديگران .
شهيد عزت الله عسگري
منبع کلام شهدا:وب سايت يادمان ايثار
خودداري هنگام خشم
خودداري هنگام خشم
امام صادق (علیه السلام) در زمینه خودداری کردن در هنگام خشم می فرمایدند: « لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ غَضَبِهِ»؛
كسى كه هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نيست.
(محمدبن یعقوب کلینی، كافى، ج 2، ص 637)
ترس از مرگ در حال گناه
محمدبن منكدر از زاهدین دوران امام باقر علیه السلام) در جمعی مي گفت: در هوايی داغ، از اطراف مدينه عبور مي كردم، ناگهان چشمم به امام باقر (علیه السلام) افتاد، ديدم با دو نفر از غلامانش، به سختی مشغول كشاورزي است. با خود گفتم: اكنون در اين هواي گرم، بزرگي از بزرگان قريش براي بدست آوردن مال دنيا، اين گونه زحمت مي كشد، بايد بروم او را نصيحت كنم و از دنیا بر حذر دارم.
نزد او رفتم و سلام كردم، او در حالي كه بر اثر كار، عرق مي ريخت و به سختی نفس مي كشيد، جواب سلام مرا داد. به او گفتم: آيا روا است كه بزرگي از بزرگان قريش، در اين هواي داغ، براي بدست آوردن مال بی ارزش دنيا، ترک عبادت کند و اين گونه کشاورزی نماید؟ اگر در اين حال، مرگ شما فرا برسد چه خواهي كرد؟
آن حضرت به من رو كرد و فرمود: اگر مرگ در اين حال به من برسد در حالي رسيده كه در اطاعت خدا هستم و با كار و كوشش، ديگر احتياج به تو و ساير مردم پيدا نمي كنم. من آن هنگام از مرگ مي ترسم، كه در حال گناه به سراغم آيد .
وقتي كه اين پاسخ را از آن حضرت شنيدم گفتم :خدا تو را رحمت كند، خواستم تو را نصيحت كنم، تو مرا نصيحت كردي.
شیخ مفید، الارشاد ، جلد ۲، صفحه ۱۶۲
سید محسن امین، أعیان الشیعة جلد 1، صفحه 652
سرگذشت جون غلام امام حسین(ع)
امروز 20 محرم مصادف است با روزی که در سال 61 هجری قمری بدن شريف «جون» غلام امام حسين(ع) بعد از ده روز از واقعه عاشورا توسط جمعي از بني اسد در حالي كه صورتش نوراني و بدنش معطر بود کشف شد و دفن گردید.
امام حسین(ع) در روز عاشورا از رفتن او به میدان جنگ جلوگیری کرد و او خطاب به امام گفت: به خدا سوگند هرگز از شما جدا نمیشوم تا خون من با خون شما درآمیزد.(اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۰۵)
جون پس از اقامه نماز به امامت امام حسین(ع) با کسب اجازه از ایشان در میدان نبرد حاضر شد و به شهادت رسید. در این لحظه آسمانی امام بر بالین وی حاضر گردید و این گونه دعایش نمود:«اَللّهُمَّ بَیِّض وَجهَهُ وَ طَیِّب ریحَهُ وَ احشُرهُ مَعَ الأبرارِ وَ عَرِّف بَینَهُ و بَینَ مُحمدٍ و آلِ مُحمدٍ» ؛ خدایا! رویش را سفید و بویش را خوش گردان و با نیکان محشور کن و با محمد و آل محمد آشنا ساز.(اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۰۵)
نام او در زیارت الشهدا آمده است: «اَلسَّلَامُ عَلَی جَوْنٍ مَوْلَی أَبِیذَرٍّ الْغِفَارِی»
سلام بر تو ای جون که با نوکری درب خانه اهل بیت(ع) عاقبت بخیر شدی .
خدایا عاقبت نوکری ما را نیز ختم به بخیر نما. البته اگر نوکریمان را قبول نمایی.
منبع:
أعیان الشیعة، سید محسن امین عاملی،دار التعارف، بیروت، ۱۴۰۳ ق.