اهمیت برپایی مراسم عزاداری
امام صادق(ع) در سخنی که از پدر بزرگوارشان نقل می کنند به اهميت برپايي عزا تصریح می نمایند و به وقف مال و دارایی برای برپایی مراسم عزاداری تصریح نموده اند:
قالَ لي أبي: يا جَعفَرُ أوقِفْ لِي مِن مالي كَذا و كَذا، النَّوادِبُ تَندُبُني عَشرَ سِنينَ بِمِنى أيّامَ مِنى؛
پدرم به من فرمود: اى جعفر! فلان مقدار از دارايى ام را برايم وقف كن تا گريه كنندگان در مِنا و در ايّام مِنا ده سال بر من بگريند.
از این رو است که مراسم عزاداری جهت زنده نگه داشتن راه و یاد ائمه اطهار(ع) سفارش بسیار شده است و در روز جهانی وقف که امروز است نباید این مورد در وقف اماکن و اموال و غیره مورد غفلت واقع شود.
(الکافی ، ج 9، ص 652، ح8546)
هجرت ناخواسته
علت هجرت پیامبر گرامی اسلام به مدینه چه بود؟
علت هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه را می توان در این موارد ذکر کرد:
1. یکی از علت های هجرت پیامبر گرامی اسلام آزار و اذیت کفار قریش بود. گرفتاری ها و دشواری هایى که مشرکان در سر راه مسلمانان ایجاد می کردند روز به روز افزایش می یافت؛ از این رو پیامبر خدا به مسلمانان رخصت داد به مدینه هجرت کنند. مسلمانان به مدینه رفتند و در خانه هاى انصار ساکن شدند.
2. پیامبر (ص)در شبی این هجرت را آغاز کرد که قریش تصمیم به قتل او داشتند و ظاهر امر چنین است که اگر پیامبر نمی رفت، در آن جا کشته می شد.
3. پیامبر (ص) سیزده سال در مکه بود و هرچه که باید در مکه به دست می آمد، به دست آمده بود. مکه دیگر جایی برای پیشرفت اسلام نداشت. اگر اسلام تنها در مکه می ماند، تنها معدود مسلمانان این شهر بودند که پیرو این دین می شدند که ممکن بود با گذشت زمان، اثری از آنان نیز باقی نماند. (امین عاملی، سید محسن، سیره معصومان(ترجمه أعیان الشیعة)، مترجم، حجتی کرمانی، علی، ج 1، ص 78، تهران، سروش، چاپ دوم، 1376ش.)
مسیر نورانی حرکت امام رضا(ع)
امام رضا (ع) در مسیر حرکت از مدينه تا خراسان از چه مناطقی عبور کردند؟
در كتب تاريخى مسيرى كه مامون تاكيد داشت حضرت رضا (ع) را از آن عبور دهد يكى از راههاى متداول آن زمان به شمار مى رفت و آن از مدينه به بصره و از طريق اهواز به فارس و سپس از راه كوير و بيابان ميان ايالت هاى فارس و خراسان مى گذشت و به مرو ختم مى شد. (مدينه معدن نقره نباج بصره اهواز بهبهان فارس يزد خراسان)
البته در منابع راه ديگرى نیز آمده است كه در آن زمان متداول بوده و از مدينه به سمت كوفه و بغداد مى رفت و سپس از آن جا به سمت رى، قم و خراسان و بالاخره به مرو منتهى مى شد. اما این مسیرباتوجه به عبور از دو شهر كوفه و قم و اینکه این دو شهر مركز تجمع شيعيان در آغاز قرن سوم اسلامى بود و عبور امام رضا از اين دو شهر مى توانست به قدرتمندى شيعيان اين نواحى و شورش احتمالى آنان بيانجامد، لذا احتمال بردن امام ازاین مسیر بعید است.
جهت مطالعه بيشتر رجوع كنيد به:
- جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا از مدينه تا مرو نوشته جليل عرفان منش
خشنودی عمومی از امام رضا(ع)
آیا درست است که می گویند لقب رضا(ع) را مامون به امام هشتم داده است؟
اين لقب ريشه دینی دارد، امام كاظم( عليهالسلام) پيوسته فرزند خود را رضا خطاب مى كرد و مى فرمود:«قلْتُ لِوَلَدِىَ الرِّضَا….» (1)
احمد بزنطى به حضرت جواد(عليهالسلام) عرض كرد: عده اى از مخالفان شما خيال مى كنند مأمون پدر شما را به رضا ملقب ساخته است، زيرا آن حضرت ولايتعهدى او را پذيرفت و متعهد خواسته او شد. امام فرمود: به خدا سوگند اينان مردمى بدكار و دروغگو هستند و خيال نابجايى كرده اند، بلكه خداى متعال او را رضا ناميده اند زيرا آن حضرت در آسمان مرضى خدا و در زمين مورد خشنودى حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) و ائمه هدی (عليهالسلام) بود. بزنطى پرسيد: از كجا چنين لقبى مخصوص پدر بزرگوار شما شده، با آنكه پدران و اجداد شما همگى مرضى خدا و رسول و ائمه طاهرين بوده اند؟ فرمود: علت اينكه پدر من از ميان تمام ائمه بدين پايه ارتقا يافته، اين بود كه دوست و دشمن از وى خرسند بودند، ليكن پدران او هرگاه مورد توجه و علاقه دوستان بودند، دشمنان از آنها رضايتى نداشتند. (2)
پى نوشت ها:
1. بحارالأنوار، ج 49، ص 2
2.معانى الاخبار، ج 1، ص 6
به کدامین گناه
آيا مسموم كردن امام حسن (ع) به دستور معاويه بود؟
سبط بن جوزي حنفي در باب سبب وفات امام مجتبي(ع) ، بعد از ذكر گروهي از علماي اهل سنت كه اعتقاد به دستور معاويه براي مسموميت حسن بن علي عليهما السلام داشتند، مي نويسد:
علمای تاريخ و از جمله ابن عبدالبر گفته اند: جعده دختر اشعث بن قيس همسر امام مجتبي عليهالسلام آن حضرت را مسموم كرد.
شعبي گفته: معاويه مخفيانه به او پيام داد و گفت: حسن را مسموم كن تا تو را به ازدواج يزيد در آورده و صد هزار درهم به توبدهم. وقتي حسن از دنيا رفت، كسي را پيش معاويه فرستاد تا از او درخواست كند كه به وعده اش وفا نمايد، معاويه مال را براي او فرستاد وگفت: من يزيد را دوست دارم و اميد به زنده بودن او دارم، اگر اين مسأله نبود، من تو را به ازدواج او در مي آوردم.
شعبي گفته: دليل اين سخن اين است كه امام حسن در هنگام مرگ خودش در حاليكه از كار معاويه با خبر شده بود مي گفت: تو شربت او را ساختي و او به آرزويش رسيد، سوگند به خدا كه او به وعده اي كه داده است،وفا نخواهد كرد و به آنچه گفته عمل نخواهدكرد.
سعدى خزرجى صراحت دارد كه طبرى در تاريخش نقل كرده كه معاويه براى جعد هسمفر ستاد واو را تحريك كرد تا امام مجتبى را به شهادت برساند:
در تاريخ طبرى آمده است كه حسن بن على در زمان معاويه مسموم از دنيا رفت، معاويه كه با هوش وزيرك بود، مخفيانه براى جعده دختر اشعث كه همسر س امام حسن بود، شربتى فرستاد و به او گفت كه اگر حسن را بكشى، تو را به ازدواج يزيد در خواهم آورد.
هنگامى كه حسن از دنيا رفت، كسى را فرستاد كه معاويه به وعده اش عمل كند،معاويه در جواب گفت: من در مورد يزيد، بخل مي ورزم (اورابه دست هركس نمي سپارم)[1].
اما متأسفانه اين مطلب در چاپ هاى كنونى تاريخ طبرى و جودندارد!
پی نوشت:
[1]. السعدي الخزرجي،موفق الدين أبي العباس أحمد بن القاسم بن خليفة بنيونس (متوفاي668هـ)، عيون الأنباء في طبقات الأطباء،ج1،ص174،تحقيق: الدكتور نزار رضا، ناشر: دارمكتبةالحياة - بيروت.