عزت مومن
عزت و سرفرازي براي مؤمن به اندازهاي ارزشمند و مهم است که اجازه ندارد به هیچ وجه خود را نزد دیگران خوار و زبون کند.
پندهای الهی، آیه الله مصباح یزدی، ص82
جنگ پابرهنگی
جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابریهای دنیای سرمایه داری و کمونیزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگی علیه خوشگذرانی های مرفهین و حاکمان بیدرد کشورهای اسلامی است.
صحیفه امام، ج 21، ص 68
شهید خاک زاد
مرتضی خاک زاد(شهيد دفاع مقدس)
در سال ۱۳۴۰ش در منطقه رهنان اصفهان یکی دیگر از سربازان روحالله (ره) قدم به عرصه هستی نهاد: شهید مرتضی خاکزاد.
مرتضی با تلاش بسیار به تحصیل پرداخت و توانست تا اخذ مدرک سیکل ادامه تحصیل دهد و پس از آن جهت تأمین امرار معاش خانواده به حرفه نجاری روی آورد.
با آغاز حرکات توفنده مردمی در مقابل رژیم منحوس پهلوی، به جمع مردم مبارز پیوست و مخالفت خود را با رژیم شاهنشاهی اعلام نمود.
مرتضی بهدنبال شروع حملات ددمنشانه دشمن بعثی به ندای حسین زمان لبیک گفته و عاشقانه رهسپار میادین خون و مبارزه گردید و خاک خونرنگ جبهههای جنوب و غرب را از عطر حماسه معطر ساخت.
خاکزاد در طول سالهای دفاع مقدس در عملیاتهای مختلفی شرکت کرد و مردانه در مقابل دشمن بعثی ایستاد و خاطراتی ماندگار از عشق و شور و حماسه از خود به یادگار گذاشت.
روح ملکوتی این رزمنده ۲۲ ساله ایران اسلامی سرانجام در سومین اعزام خویش در غروب کردستان به پرواز درآمد و پروازی ابدی را با بالهای بینهایت خویش آغاز نمود. بیست و چهارم مهرماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی (ماه محرم) یادمان پرواز آسمانی اوست. مزار پاک شهید مرتضی خاکزاد چون مرواریدی درخشان در گلزار شهدای رهنان میعادگاه عاشقان است.
مناسبت امروز
امروز 10 تیرماه مصادف با روز صنعت و معدن، روز آزادسازي شهر مهران، روز بزرگداشت صائب تبريزي و سالروز
درگذشت عالم زاهد ملاعباس تربتي پدر خطيب دانشمند مرحوم شيخ حسنعلي راشد در سال 1362قمری و وقوع غزوه خندق در سال 5قمری و نیز روز فرهنگ پهلواني و ورزش زورخانه اي(به دليل شکست خوردن عمربن عبدود به دست اميرالمومنين(ع)) است.
چه کردی انتظار با من
چه کردى، انتظار، اى انتظار لاله گون با من؟
که این سان همسفر شد جاى دل یک لجه خون با من
چراغ دیده روشن داشتم از بس به اینک
به جاى دیده همراه است بحر واژگون با من
تو را فریاد کردم در سکوت لحظه ها، امّا
به پژواک صدا دمساز شد شور جنون با من
حضورت طرفه گلزارى ست ما چشم انتظاران را
بیا، مپسند از این بیش غوغاى درون با من
شکسته دل ز سنگ هجر تو، اى منتظر بنگر
روان این قایق بشکسته بر دریاى خون با من
شاعر: سپیده کاشانی