طلبکاران ما
روزی شخصی بر امام سجّاد علیه السّلام وارد شد و عرضه داشت: ای فرزند رسول خدا! اکنون در چه حالتی هستید؟
حضرت در پاسخ چنین اظهار نمود: هم اکنون در حالتی می باشم که هشت چیز به دنبال من می باشند و مرا می طلبند:
1 : خداوند متعال، که از من اطاعت و اجرای دستورات و انجام واجبات و وظایف را می طلبد.
2 : پیغمبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله ، که انجام مستحبّات و کارهای پسندیده را از من می طلبد.
3 : عائله و خانواده ام، که از من نفقه و مایحتاج زندگی خود را درخواست دارند.
4 : هوای نفس، که آرزوی رسیدن به خواسته های خود را دارد.
5 : شیطان، که می خواهد مرا مطیع و فرمانبر خویش قرار دهد.
6 : دو ملک مأمور الهی، که در همه جا و همه حالات همراه من هستند و از من صداقت و درستکاری می خواهند.
7 : ملک الموت و عزرائیل، که هر لحظه ممکن است روح و جان مرا بگیرد.
8 : و در نهایت قبر است، که در انتظار دریافت و تحویل بدن و جسم من به درون خود می باشد.
سپس امام زین العابدین علیه السّلام افزودند: اکنون حال کسی که در چنین حالات و در مقابل چنین طلبکارانی قرار گرفته است، چگونه می تواند باشد؟!
سید محسن امین، أعیان الشّیعة: جلد 1، صفحه 645
منتظر مانده زمین
منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد
صبح همراه سحرخیز جوانش برسد
خواندنی تر شود این قصه از این نقطه به بعد
ماجرا تازه به اوج هیجانش برسد
شاعر: قاسم صرافان
رذایل اخلاقی و ضعف معرفت به خدا
همۀ رذایل اخلاقی، از ضعف در معرفت خداوند متعال پدید می آیند!… اگر انسان دریابد که خداوند متعال، همیشه و در همه حال از هر زیبایی زیباتر است، از اُنس به او هرگز جدا نخواهد شد!
آیه الله بهجت(برگی از دفتر آفتاب:146)
خاطره ای از شهید محمد علي شاهمرادي
در خط پاسگاه زید یک شب شهید محمد علی شاهمرادی به همراه فرمانده تیپ 44برادر علی زاهدی (فرمانده لشگر16) به خط آمدند در بازگشت چند کیلومتر که دور می شوند متوجه می گردند آب های منطقه پاسگاه زید یکی از سیل بندها(خاکریزها) را قطع کرده به طرف مقر مهندسی تیپ سیلاب در حال جریان است.محمد علی یکی از رزمندگان همراه را به مقر مهندسی گسیل کرد تا چند دستگاه لودر وبولدوزر جهت ترميم خاکریزو قطع جریان آب بیاورد.
با رسیدن خبر بنده که جزء نیروهای مهندسی بودم همراه چند دستگاه ماشین آلات راه سازی حرکت کردم. وقتی که رسیدم دیدم شهید شاهمرادی و فرمانده تیپ هر کدام یک پل شناور موسوم به پل کوثر برداسته جلوی جریان آب گرفته اند تا شکاف بیشتر نشود چون جریان آب با هر موج بخشی از خاکریز را در خود حل می کرد. شهید شاهمرادی همین طور که پل را گرفته بود به راننده لودر می گفت خاک بریز. وقتی لودر بیل خاک را روی یک طرف پل ریخت سمت دیگرش که شهید ایستاده بود بالا رفت واو با سر داخل آب رفت.
در حالی که سراپا خیس بود از میان آب وگل در آمد وصدای قهقهه اش همه جا را پر کرد.
شهید محمد علي شاهمرادي
منبع : به نقل از نعمت الله صالحي
توصیه شهيد احمد دوستي
هرگز خدای ناکرده، نسبت به دیگران حسادت نورزیم. به خاطر غرض و مرض، کسی را ناراحت نکرده و با شخصیتِ دیگران بازی نکنیم .
شهيد احمد دوستي
منبع کلام شهدا:سايت وصيت